X
تبلیغات
رایتل
دوشنبه 6 آبان‌ماه سال 1387

چشم سوم یا تیسراتیل
چشم سوم یا چشم معرفت بین شاهراه حیاتی عبور به جهانهای ماوراء است و یکی از ابزارهای فیزیکی انسان است که به مدد جسم فیزیکی خود می تواند سرآغاز ارتباط او با جهانهای معنوی باشد.

((اگر شما مایل به آموختن سفر روح هستید، فردی استثنایی می باشید و اگر از آموختن چیز جدیدی نمی ترسید و مایل هستید همه چیز را شخصا" تجربه کنید پس از دسته شاگردانی هستید که اساتید درونی مایل هستند سفر روح را به شما آموزش دهند.

جایگاه روح هر کجا که باشد در ابتدا باید توجه خود را به یک نقطه متمرکز کنید. یکی از روشهای تجمع تمرکز شما این است که چشمان خود بسته و نفس عمیقی بکشید تا ذهن و جسم شما کاملا" آرامش یابند.سپس توجه خود را در مرکز پیشانی و درست بالای ابروان خود قرار دهید . به این محل که چشم سوم یا تیسراتیل TISRATIL اطلاق میشود نگاه کنید و بگویید چه می بینید؟))

(از تعالیم اک-جووان کلمب)

نوشتار زیر با استفاده از کتاب «بمیرید تا زنده بمانید» اثر «ماهاراج چاران سینگ» انتخاب شده است تا جویندگان راه نور و صوت الهی بتوانند با استفاده از این ابزار فیزیکی به جهانهای متافیزیکی سفر کنند.

این نوشتار به صورت سوال و جوابهای ساده و محاوره ای ما بین جویندگان و استاد بوده است که ما عینا" آن را برای استفاده شاگردان ست سنگ تنظیم نموده ایم.

سوال یک – استاد ممکن است به سادگی شرح دهید که ما چگونه مراقبه کنیم؟

جواب یک- شما باید چشمانتان را ببندید بطوریکه توجه شما به بیرون نرود. هنگامیکه چشمان خود را می بیندید ، شما بطور طبیعی همانجایی هستید که باید باشید و شما چشمان خود را می بندید و در مرکز چشم سوم خود قرار می گیرید. سپس توجه خود را در آنجا نگه دارید و سعی کنید سمیران(تکرار اسامی مقدس الهی ) انجام دهید. هدف این است که توجه شما به بیرون نرود و درست در مرکز چشمان معنوی ،جایگاه روح شما باشد.



سوال دوم- استاد ما شنیده ­ایم هنگامیکه بشکل جنین در رحم مادر مان قرار گرفته ­ایم چشم شوم ما باز است و بعدها وقتی که واصل میشویم از موقعیت و مراتب آن آگاه می­شویم .آیا این واقعیت دارد با اینکه مرکز چشم سوم ما پیش از واصل شدن باز نمی­باشد؟

جواب دوم- نتیجه باز شدن چشم سوم، دیدن تصاویر و کسب تجربیات معنوی است. وقتی که مابین رنگها ، نورها و رویاهایی را درون خود می بینیم در واقع از طریق چشم سوم است که اینگونه تجربیات را داریم. لازم است در اینجا این تذکر داده شود که ما عادت داریم با چشمان فیزیکی خود نگاه کنیم در نتیجه این سوال پیش می آید که آیا ما هنگام تجربه کردن نگاه می کنیم؟ با روشهای مختلفی می توان این سوال را پاسخ داد و ساده ترین شکل آن این است که وقتی شما وارد منزل می شوید حتما" باید دری وجود داشته باشد تا با استفاده از آن بتوانید وارد شوید.پس چشم سوم در واقع دریچه ورود ما به جهانهای ماوراء فیزیکی می باشد.


سوال سوم- استاد محل چشم سوم واقعا کجاست؟
جواب سوم – هنگامیکه ما چشمان خود را می بندیم در منطقه تاریکی قرار می گیریم که در پیشانی و مابین ابروان قرار گرفته است.




سوال چهارم-استاد هنگامی که مراقبه می کنیم چشمهایمان بطور طبیعی در مرکز چشم سوم قرار میگیرد؟
جواب چهارم-بله درست است اما شما نباید به دنبال نقطه مشخصی باشید. فقط چشمان خود را ببندید و فراموش کنید در حال مراقبه می باشید در نتیجه هنگامیکه چشمان خود را می بیندید بطور طبیعی در مرکر چشم سوم خود قرار می گیرید بنابراین چشمان خود را بسته و در تاریکی قرار بگیرید و هنگام قرار گرفتن در آن تاریکی سمیران انجام دهید . این آن نکته ایست که شما باید به آن برسید و بدانید بطور طبیعی شما در همانجایی هستید که چشمان خود را می بندید.
سوال پنجم- پس هنگام مراقبه شخص نباید سعی کند که دقیقا" در مرکز چشم سوم خود باشد بلکه باید در یک تاریکی نگاه کند و اجازه دهد که احساس بودن در آنجا بطور طبیعی رخ دهد.

جواب پنجم- بله درست است وقتی که شما چشمان خود را می بندید بطور طبیعی در مرکز چشم سوم قرار می گیرید زیرا آنجا جایگاه روح شماست .هنگامیکه چشمان خود را می بندید، در تاریکی درون پیشانی خود قرار می گیرید. در این هنگام سمیران انجام دهید و شما همچنین احساس حضور استاد را تجربه خواهید نمود.اگر قادر به تخیل تصویر استاد نیستید سعی کنید احساس بودن در آنجا و حضور استاد را بدست آورید و توجه خود را در تاریکی نگه دارید.

سوال ششم-استاد منظور شما از نگاه کردن به عمق تاریکی چیست؟

جواب ششم-شما وقتی که چشمهایتان را می بندید هیچ چیز دیگری نمی بینید مگر تاریکی . آنجا باشید و سمیران دهید و تمام آنچه که شما باید انجام دهید بودن در تاریکی و انجام دادن سمیران است.

سوال هفتم- استاد وقتی ما در تاریکی نگاه می کنیم و سمیران انجام می دهیم ایا مطمئن خواهیم بود که در مرکز چشم سوم خود قرار گرفته ایم؟

جواب هفتم- تا وقتی که توجه شما در تاریکی است شما در آنجا قرار دارید ولی وقتی شروع به فکر کردن در مورد مشکلات دنیوی می کنید . شما دیگر در آن نقطه نخواهید بود چه به تاریکی نگاه کنید و چه به چیز دیگر.

سوال هشتم- آیا هنگامی که در انزوا هستیم ، به سادگی می توانیم توجه خود را در چشم سوم نگه داریم؟

جواب هشتم-ذهن هیچگاه آرام نمی گیرد حتی وقتی که شما خودتان را در یک اطاق تاریک قفل کنید و از دنیای خارج کناره بگیرید بنابراین ذهن شما هرگز در آنجا نخواهید بود. ذهن دوست دارد بکارهای دنیوی مشغول باشد و چیزهای مختلفی را تصور کند.

سوال نهم- آیا این اشتباه است که چشمان فیزیکی خود را وادار به انجام عملی کنیم و یا اینکه بدنبال نقطه ای خاص باشیم؟

جواب نهم- چشمان فیزیکی شما ارتباطی به چشم سوم معنوی ما ندارد و تنها باید چشمان فیزیکی خود را بسته و آنها را فراموش کنید و نتیجه همین لحظه در مرکز چشم سوم خواهید بود. سپس سمیران انجام دهید و توجه خود را در این نقطه نگه دارید. وقتی قادر بودید توجه خود را در این قسمت نگه دارید، قادر به شنیدن صوت خواهید بود و صوت شما را به سمت بالا کشیده و شما در نور خواهید بود.
سوال دهم- استاد آیا هنگام مراقبه در چشم سوم ، روح ما جسم فیزیکی را ترک می کند؟

جواب دهم- خیر، همه چیز دورن شما رخ می دهد و تنها سطح آگاهی شما تا منطقه چشم سوم گسترش می یابد. جریان سطح آگاهی درای آغاز و پایانی نیست. آگاهی هیچ وقت بشکل فیزیکی از منطقه چشمان شما آغاز نمی شود و بشکل فیزیکی هم در سر شما به پایان نمی رسد. از هر کجا که سطح آگاهی شما شروع به حرکت کند از همان جا به سمت بالاتر می روید این مفهوم چشم سوم است.

سوال یازدهم- استاد گاهی اوقات ما هنگام مراقبه دچار احساسات و عواطف میشویم. می تواند توضیحی در این زمینه دهید.

جواب یازدهم- در زمان مرقبه ما احتیاج به یک نوع تمرین داریم تا موجب تمرکز توجه ما گردد، منظورم برای مثال همان عادتی است که ما هنگام سخن گفتن داریم. شما هم اکنون در حال گوش دادن به شخنان من هستید و من هم به سخنان شما گوش می دهم در حالیکه هیچکدام از ما متوجه تنفس خود نیستسم و اسن برای بدن ما عادتی طبیعی است به شکل طبیعی به آن فکر نمی کنیم. در نتیجه بروز احساسات و عواطف هنگام تمرکز مربوط به عدم عادت ما به متمرکز ماندن در زمان مراقبه است.


سوال دوازدهم- آیا مدت زمان خاصی وجود دارد تا ما به درجه صحیحی از تمرکز دست یابیم؟

جواب دوازدهم- نمی توان گفت مدت زمان خاصی وجود دارد زیرا ممکن است برای شما دو دقیقه طول بکشد تا جریان روح خود را به مرکز چشم سوم بکشانید و یا ممکن است زمان طولانی تر صرف شود. حتی در احساسات دنیوی هم چنین چیزی تجربه می­شود، گاهی ذهن انسان بقدری مشغول است که حل کردن کوچکترین مشکلات ساعتها بطول می انجامد و گاهی هم آنقدر متمرکز است که در عرض یک ثانیه چندین مسئله را با هم حل می کند. در واقع آنچه که حائز اهمیت است ، وضعیت مراقبه می باشد و نه مدت زمان مراقبه.

سوال سیزدهم- آیا وقتی مراقبه می کنیم باید سعی کنیم بدرون خودمان برویم؟

جواب سیزدهم-اگر می خواهید در مورد آن فکر کنید پس نمی توانید تمرکز داشته باشید. شما باید در وضعیت مراقبه با ذهنی کاملا" آرام بنشینید و قطعا" در این لحظه خواستی درونتان وجود دارد که شما را در این وضعیت نشانده است . اگر خواستی برای سفر به درون ، در شما وجود نداشته باشد پس چرا در این وضعیت نشسته­اید؟ شما نباید مشغول گفتگوی درونی باشید بطوریکه دائما" از خود بپرسید حالا من قرار است چه ببینم و چه اتفاقی رخ دهد و اینکه چرا هیچ تصویری نیامد.
سوال چهاردهم-تفاوت ما بین خواست و انتظار داشتن چیست؟ آیا ما نباید خواستی داشته باشیم تا یک تصویر درونی ببینیم؟

جواب چهاردهم-ما باید در ابتدا تمرکز داشته باشیم و وقتی که این اتفاق افتاد بقیه حوادث بطور طبیعی رخ میدهد یعنی تجربیات تصاویر ،نور و صوت الهی. چه شما خواستی داشته باشید تا آنرا ببینید و چه خواستی نداشته باشید این تجربیات بطور طبیعی رخ می دهند. اگر ما همیشه بخواهیم دچار هیجان شویم که الان نوری می بینم و یا رنگ و یا تصویری مشاهده می کنم در واقع به هیچ عنوان در حال مراقبه نیستیم.

سوال پانزدهم- پس آیا شما می گوئید که ما باید بدون اینکه توقعی داشته باشیم و همینطور بدون هیچ احساس و رفتار خاصی فقط به نیت مراقبه در جایی آرام بنشینیم؟

جواب پانزدهم- خیر شما باید همراه عشق، و ایثار ، و صداقت جهت مراقبه بنشینید.
 

سوال شانزدهم- چگونه ما میتوانیم بدون هیچ تصویر و احساس کششی ، جریان عشق و ایثار را هنگام مراقبه درون خود جاری سازیم؟

جواب شانزدهم- آنچه که من می خواهم توضیح دهم این است که ما عموما" باید با یک ذهن آرام جهت مراقبه بنشینیم. حضور هیجان در هنگام تجربه مانند مانعی برای دیدن است. پس بهتر است هیجان خود را کمتر کنیم.


سوال هفدهم – استاد من هنگامی که قصد می کنیم مراقبه­ام همراه با احساس عشق و ایثار باشد،توجه تمرکز خود را از دست می دهم. در این رابطه آیا راه حلی وجود دارد؟
جواب هفدهم- اینها موارد بسیار ظریفی می باشند که نمی توان مورد بحث و گفتگو قرار داد ولی می توانم برای شما مثال بسیار ساده­ای بزنم . هنگامیکه ما کارهای روزانه خود را انجام می دهیم، گاهی اوقات نسبت به کارهای خود احساس عاشقانه داریم و تمام روز را همراه با آن احساس طی می کنم و کاملا"متمرکز بر تمامی کارهای خود هستیم در نتیجه این عمل بدون دخالت ذهن ما در انجام کارهایمان رخ داده است. عشق و ایثار در مراقبه هم اینگونه است، یعنی عشق و ایثار با مراقبه در هم آمیخته است و احساسی بیرونی و منفک نمی باشد.

سوال هیجدهم – استاد آنگونه که شما تا بحال شرح داده اید ، ما نباید هنگام مراقبه توقع دیدن تصویر یا تجربه خاصی داشته باشیم و یا اینکه در گیر درست یا نادرست بودن روش تمرکز خود باشیم. پس ممکن است توضیح بدهید که چگونه می توانیم در مراقبه خود متمرکز باشیم؟

جواب هیجدهم- آنچه می توانم به شما بگویم این است که نباید با هیجان ناشی از اینکه قرار است چیزی ببینید یا بدست آورید در مراقبه بنشینید زیرا ذهن شما هیجان زده می شود و آرامش لازم را جهت عملکرد چشم سوم از دست می دهد. پس بایدآرام باشید و تمرکز توجه خود را حفظ کنید تا اگر قرار است اتفاقی رخ دهد شما مانعی برای آن نباشید. گاهی تصاویری را می بینید که به هیچ وجه انتظار آنرا نداشته­اید و گاهی قصد می کنید تصاویری ببینید ولی هیچ اتفاقی رخ نمی دهد زیرا در آن هنگام شما کاملا"اشغال هستید.پس اجازه دهید تا همه چیز سیر طبیعی خود را بدون هیجان انجام دهید.

سوال نوزدهم- استاد منظور از انجام مراقبه بطور جدی و با سخت کوشی چیست. چگونه می توان سخت کوش بود و یک مراقبه آرام و بدون اصرار داشت؟

جواب نوزدهم- منظور از کوشش این است که شما هر روز زمان مشخصی را برای انجام مراقبه تعیین کرده و با ذهنی آرام وقت مشخصی را صرف مراقبه نمایید.

سوال بیستم- استاد آیا ما می توانیم توسط خواندن کتاب یا انجام اعمال دیگر به تمرکز درونی دست پیدا کنیم؟

جواب بیستم- تمرکز ما درست در منطقه چشم سوم قرار گرفته است و به معنای فراتر بودن سطح آگاهی و گسترده شدن آن بسمت چشم سوم می باشد. بنابراین توسط اعمال دیگر به چنین تمرکزی نمی توان دست یافت.

سوال بیست و یکم –استاد من همیشه عادت دارم که از تسبیح استفاده کنم ، آیا میشود هنگام تسبیح انداختن در مرکزچشم سوم متمرکز بود؟
جواب بیست ویکم –البته شما می توانیدهنگام تسبیح انداختن متمرکز باشید ولی اگر توجه خود را بر این عمل نگه دارید،چگونه می توانید بر چشم سوم خود متمرکز باشید زیرا تمرکز شما بردانه های تسبیح می باشد.


سوال بیست و دوم- استاد آیا امکان دارد فردیکه جهت مراقبه بر چشم سوم خود می نشینیم نباید نسبت به گذشت زمان آگاه باشد؟

جواب بیست ودوم-در واقع آنچه که شما می­گویید این است که وقتی ما جهت مراقبه بر چشم سوم خود می نشینیم نباید به گذشت زمان آگاه باشیم زیرا شما ممکن است همیشه در فکر این باشید که چه مدت است جهت مراقبه نشسته­اید و وقتی ذهن شما به این مقولات فکر می کند در حال مراقبه نبوده و به مسائل دیگری می اندیشید.اگر شما باعشق ، ایثار و توجه کامل حتی به مدت بیست دقیقه بنشینید بسیار بهتر از این هست که 5 یا 6 ساعت را جهت مراقبه صرف کنید و در این زمان ذهن شما مشغول مسائل دنیوی باشد. سعی کنید وقت معینی را صرف مراقبه ای عاشقانه نمایید و بخصوص زمانیکه احساس می کنید باید این عمل را انجام دهید بهتر است زیرا شما را از هر آنچه در بیرون از شما می گذرد جدا میکند.


منابع: blog.360.yahoo.com/blog-W7IlxRAjerx72tI0JZ5esxYSN7gg?p=341 

انجمن ارواح ـ www.arvah.org


موفق باشید.

جوینده.


یا حق.